تبليغاتX
حرفهای نگفته
به چه می خندی تو؟به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟ به چه می خندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟به چه می خندی تو؟به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟خنده دار است بخند
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

سلام بعد از مدتها یکی اومدو یادم انداخت که به زمانی یه وبلاگی داشتم که توش پر حرفای نگفته بود آره درست حدس زدید شاهین اومدو یادم انداخت ولی دیگه همه چی عوض شده من، اون، زندگی همه چی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

من از حرمان بيزارم، من از تنهايی و سکوت بيمارم .دلم پر درد و تن رنجور، بدل خروارها ماتم، بدستم بند تنهايی، به پا زنجير پايمردی در صخره های تاريک زمان دارم. نگاهم هر زمان، هر جا، بدنبال شمعي، منوّر اخگری، که آويزم به تار روشن امّيد و پر گيرم
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

يادمان باشدازامروزخطايي نكنيم...گركه درخويش شكستيم صدايي نكنيم...پرپروانه شكستن هنرانسان نيست...گرشكستيم زغفلت من ومايي نكنيم...يادمان باشداگرشاخه گلي راچيديم...وقت پرپرشدنش سازونوايي نكنيم


عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم واز خود گسستم وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

چه ساده با گريستن خويش زاده مي شويم و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا مي رويم و ميان اين دو سادگي معمايي ميسازيم به نام زندگي
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

دلم براش یه کوچولو شده
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

رفیق من سنگ صبور غمها به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونمو دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفت از خیلی ها

 


نگو بار گران بوديمو رفتيم نگو نا مهربان بوديمو رفتيم نگو اينها دليل محكمي نيست بگو با ديگران بوديمو رفتيم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط رعنا  | 

ابر بارنده به دريا مي گفت من نبارم تو كجايي؟ در دلش خنده كنان دريا گفت: ابر بارنده تو خود از مايي
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط رعنا  |